تحقیق مالیات بر واردات کالا در تجارت بین الملل

مطالب دیگر:
📃دانلود گزارش كارآموزی برنامه ریزی 47 ص📃دانلود یک واحد تولیدی📃کتاب فیزیک مغناطیس (2)📃دانلود آثار تاریخی زندیه شیراز 35 ص📃مراحل رشد کودکان از بدو تولد تا شش سالگی📃دانلود آجر سبك 15 ص📃دانلود آزمایش تاثیر مسلح‌كردن با میله‌های فولادی كوتاه استخوانی شكل (BSS) را در بهبود ویژگی‌های مكانیكی📃دانلود آزمایش دانه بندی خاك 29 ص📃دانلود آزمایش دانه بندی سنگدانه ها 64 ص📃دانلود آسفالت 25 ص📃دانلود آلوار آلتو 34 ص📃دانلود اثار تاریخی هفت تپه 20 ص📃دانلود اجزاء ساختمان (پی نواری) 11 ص📃کتاب سیگنالها📃100 داستان کوتاه انگلیسی📃کتاب طراحی دیجیتال (مدار منطقی)📃دانلود احداث یك سازه بتن آرمه 90 ص📃دانلود ارزیابی ریسك پل با استفاده از روش تركیبی AHPDEA 8 ص📃دانلود اصول رگولاتورهای خطی ولتاژ 56 ص📃دانلود اصول طراحی از دیدگاه لبوو 14 ص📃دانلود افزایش کارایی رویه های بتنی با اجرای روکش اسفالتی 9 ص📃دانلود اقلیم در ساختمان 21 ص📃دانلود اندیشه چالز دیلز 27 ص📃دانلود انواع پرسپکتیو 13 ص📃کتاب معادلات دیفرانسیل
در حجم 26 صفحه و در قالب word و قابل ویرایش و با قسمتی از متن زیر:

اثرات وضع مالیات بر واردات کالا با فرض ثابت بودن به قيمتهاي جهاني

اما جبران كارآي اثرات منفعتي تغيير اقتصادي در تاريخ بشري نسبتاًنادر بوده است . روش متداول تر اين است كه گروههاي آسيب ديده شيوه هاي ناكارآيي را براي حمايت از منافع خود جستجو مي كنند . بنابراين گروههايي كه با برقراري تجارت زيان مي بينند،معمولاً به طورجنجال برانگيزي خواهان وضع مالیات بر واردات کالا مي شوند . اثر وضع مالیات بر واردات کالا برx اين است كه قيمت نسبي داخلي Py / Px را به « اندازه مقدار مالیات بر واردات کالا » بالاتر از قيمت نسبي جهاني آن قرار مي دهد :

(t + 1 ) =

كه درآن t نرخ مالیات بر واردات کالا است اين اقدام x را سودآورتر كرده و ( در نمودار 2-4 ) توليد به وضعيت ( كه درآنx بيشتروy كمتر توليد مي شود ) انتقال مي يابد در اين نقطه داريم:

MRTf > ( t + 1 ) = = = MRT
لذا باعدم كارآيي درتوليد مواجهيم

از نقطهبه بعد تجارت در قيمت هاي رايج جهاني يعني در طول خط R صورت مي گيرد اما مصرف كنندگان نرخ جانشيني خود را باقيمت نسبي جهاني برابرنمي كنند . زيرا قيمت هايي كه آنها با آن مواجهند قيمت هاي داخلي است بنابراين مصرف تعادلي در نقطه اي مانند رخ مي دهد كه در آن داريم :

MRTf > ( t + 1 ) = = = MRS

لذا با عدم كارآيي درمصرف نيز مواجه هستيم .

بنابراين دو نوع عدم كاآيي رامطرح كرديم نخستين عدم كاآيي به تركيب توليد مربوط مي شود . در حركت از P به واحدهاي اضافي x را باهزينه بيشتري ( برحسب y ) نسبت به آنچه كه مي تواند از طريق تجارت بين المللي حاصل شود توليد مي كنيم (يعني MRTf ≠ MRT ) دومين عدم كارآيي مربوط به تركيب مصرف است : در ما به نحو كارآمدي مصرف نمي كنيم زيرا مصرف كنندگان براي واحد هاي اضافي x بيش از هزينه تحصيل آن از طريق تجارت بين المللي ارزش قائل هستند اين نوع منبع اتلاف [وعدم كارآيي] را مي توان به وضوح در نمودار ( 3-4 ) ملاحضه كرد . D منحني تقاضاي كل داخلي براي x هيچ گونه اثر درآمدي وجود ندارد رسم شده است . S منحني عرضه داخلي است در حالي كه Sf منحني عرضه خارجي است قبل از وضع مالیات بر واردات کالا مقدار OC از x مصرف مي شود كه مقدار OP آن در داخل توليد مي شود ومقدار PC آن از خارج وارد مي گردد بعد از وضع مالیات بر واردات کالا مصرف كمتر وتوليد داخلي بيشتر مي شود نتايج مربوط به تغييرات رفاهي به صورت زير است :






مصرف كنندگان -d -c -b -a

توليد كنندگان a

پرداخت كنندگان ماليات c

جمع -d -b

ناحيه b عدم كارآيي ناشي از توليدP واحد در داخل با هزينه بسيار بالاتر از خارج را

اندازه گيري مي كند در حالي كه ناحيه d عدم كارآيي مصرفي ناشي از واحد كمتراز آنچه كه مردم در قيمت هاي جهاني مصرف مي كردند را اندازه مي گيرد .

بنابراين آيا دليلي براي حمايت از وضع مالیات بر واردات کالا وجود دارد؟آيا بحث برابري در اين جا مطرح مي شود ؟ از آن جا كه x كاربر است هر افزايشي در( Py / Px ) وضعيت صاحب سرمايه را بدتر ووضعيت صاحب نيروي كاررا بهتر مي كند ( هر دو عامل مي توانند توليد نهايي خود در هر دو صنعت را خريداري كنند ) در نتيجه حتي اگر كل در آمد حاصل از مالیات بر واردات کالا به صاحبان سرمايه داده شود آنها هنوز هم حداقل به اندازه b + d رفاه خود را ازدست مي دهند اما فرض كنيد اين مارا نگران نمي كند زيرا ما به طور ويژه اي حساسيت داريم كه رفاه كارگران افزايش يابد آيا اين مي تواند استدلال وتوجيهي براي مالیات بر واردات کالا ارائه دهد اگر ابزارهاي ديگري وجود داشته باشدپاسخ منفي است . اگر عرضه عوامل توليد ثابت باشد ماليات بر عوامل توليد وپرداختهاي انتقالي به آنها روش كاملاً بي هزينه اي براي انتقال در آمد خواهد بود .

از سوي ديگر ممكن است استدلال شود كه وضع مالیات بر واردات کالا براي كمك به توسعه صنعت x لازم است خواه به دليل نوپا بودن صنعت يا به دلايل دفاعي يا به عنوان هدفي از باب غرور ملي نظير صنعت هواپيما سازي در انگلستان يا فرانسه فرض كنيد مقرر داريم كه صنعت x بايد در يك سطح حداقل معيني عمل كند اين سطح در نمودار 3-4 با نشان داده شده است . آيا اين موارد مي تواندوضع مالیات بر واردات کالا را توجيه كند ؟ باز هم اگر استفاده از ابزارهاي ديگري از نظر سياسي عملي باشد پاسخ منفي است . زيرا اين كار را

مي توان به جاي وضع مالیات بر واردات کالا بطور خيلي كاراتر از طريق اعطاي كمك مالي ( يارانه ) به توليد انجام داد . فرض كنيد يارانه معيني را برتوليد كالاي x وضع كنيم واين قيمت نسبي مربوط به توليد كنندگان x را به سطح (t + 1 ) افزايش دهد توليد داخلي به افزايش خواهد يافت اما قيمت مصرف كنندگان در سطح ثابت باقي مانده ومصرف كاهش نخواهد يافت عدم كارآيي خود خواسته ناشي ار مالیات بر واردات کالا در توليد وجود خواهدداشت اما عدم كارآيي ناخواسته ناشي از مالیات بر واردات کالا در مصرف ( كه به وسيله سطح d اندازه گيري مي شود ) وجود نخواهدداشت لذا اين روش در مقايسه با مالیات بر واردات کالا براي ساخت وگسترش يك صنعت بهتر است .

مالیات بر واردات کالا ها همچنين برا ي محدود كردن مصرف كالاهاي تجملي غير ضروري كه به طور وسيعي وارد مي شوند ( نظير دستگاههاي مطبوع در هند )مورد استفاده قرار مي گيرند اما در اين مورد نيز اين كار را مي توان با سياستي كه مستقيماً براي مسئله موردنظر طراحي مي شود مثل ماليات برمصرف x به شكل بهتري انجام داد اين كار قيمت نسبي را براي مصرف كننده از Py / Px به ( t + 1 ) افزايش داده ومصرف را به كاهش مي دهد اما قيمت توليد كننده در ثابت خواهد ماند لذا در اين جا عدم كارآيي خود خواسته در مصرف وجود دارد اما از عدم كارآيي ناخواسته ناشي از وضع مالیات بر واردات کالا در توليد اجتناب مي شود .

بحث ما روي مالیات بر واردات کالا ( ماليات بر واردات ) متمركز شده است زيرا مالیات بر واردات کالا بسيار متداول تر

ازوضع ماليات بر صادرات است اين احتمالاً به خاطر آن است كه به نظر مي رسد ماليات برصادرات به يك گروه بخشي(عوامل توليدي كه درصنعت صادراتي تخصص يافته اند) صدمه مي زند در صورتي كه به نظر مي رسد مالیات بر واردات کالا به يك گروه بخشي ديگر ( عوامل توليدي كه در صنعت صادراتي تخصص يافته اند ) كمك مي كند اما همان طوركه ملاحضه كرده ايم كمك كردن به يك گروه به معني ضربه زدن به گروه ديگر است وبرعكس لذا تعجب آور نيست كه در مدل دو كالايي وضع ماليات بر صادرات با نرخ t دقيقاً همان اثر ماليات برواردات با نرخ t را دارد اگر ماليات بر صادرات وضع شود نمي تواندقيمت هاي جهاني را تغيير دهد . لذا بايد قيمت نسبي داخلي كالاي صادراتي را كاهش دهد زيرا داريم